چگونه به گذشته فکر نکنیم و اشتباهات گذشته را جبران کنیم؟

تاریخ بروزرسانی :

۱۳۹۷/۱۱/۰۹

69 بازدید

0 نظر ثبت شده

چگونه به گذشته فکر نکنیم و اشتباهات گذشته را جبران کنیم؟

چگونه به گذشته فکر نکنیم؟ به نظر می رسد که همه به نوعی مستاصل هستند و این سوال مهم را در ذهن دارند که چگونه به گذشته فکر نکنیم و اشتباهات گذشته را جبران کنیم؟ آیا اشتباهات من جبران خواهند شد؟ برخی ظاهرا بی خیال و خونسرد هستند و می گویند:

“نمی توانم بفهمم این همه نق زدن و همهمه برای چیست؟ زندگی ساده به نظر می رسد.”

کتابی با عنوان “رها کردن، طریقت تسلیم” نوشته دوید هاکینز در کتابراه بصورت رایگان قرار گرفته است. تیم مثل خورشید بخش “چگونه گذشته را رها کنیم” را برای شما عزیزان گردآوری کرده است.

وقتی که خیلی نگران و مشوش می شوید نزد دکتر یا روانشناس یا… می روید. به مذهب روی می آورید؛ به دنبال یک فلسفه می‌روید؛ برای یک سمینار یا دوره آموزشی ثبت نام می کنید. سعی می کنید که چاکراهایتان {مجراهای انرژی بدن} را متوازن کنید و…

چگونه به گذشته فکر نکنیم و اشتباهات گذشته را جبران کنیم؟

انسان موجودی است خارق العاده! پر از تراژدی و کمدی ولی چنان اصیل و برجسته! و چه شهامتی که به جستجوی خود ادامه می‌دهی! چه چیزی ما را بر می انگیزد که از این رنج و سختی رها شویم و به جستجو ادامه دهیم؟

ما در راه‌های تاریک می لغزیم، تلوتلو می خوریم و به بن بست میرسیم. صبر ما به سر می رسد ولی باز هم به تلاش خود ادامه می‌دهیم.

 

رها کردن و تسلیم

نقطه کور ما کجاست؟ چرا نمی توانیم پاسخ مان را دریافت کنیم؟

این مقاله یک روش ساده را برای رسیدن به شفافیتی بزرگ ارائه می دهد. راه کار “رها کردن و تسلیم” است. چون مکانیزم آن متعلق به خود شماست، هیچکس نمی تواند آن را از شما بگیرد و از فریب خوردن محفوظ هستید. شما خودتان آن را امتحان خواهید کرد و به واقعیت و صحت آن پی خواهید برد.

در ویدئوی زیر سمیناری تحت عنوان “چگونه گذشته را رها کنیم” با سخنرانی تی دی جیکس برگزار شد. در این سمینار تی دی جیکس جمله ای بسیار طلایی درمورد رها کردن آن بیان می کند. دیدن آن خالی از لطف نیست.

 

در این ویدئو جمله طلایی این بود:

“زمانی که گذشته تان را نگه می دارید، این کار را به قیمت آسیب زدن به سرنوشتتان انجام می دهید.”

 

معنا و مفهوم دقیق رها کردن

شاید برخی از شما ندانید که معنا و مفهوم دقیق رها کردن چیست. پس ابتدای کار، بهتر است که رها کردن را تعریف کنیم.

 

» رها کردن چیست؟

رها کردن مانند توقف ناگهانی یک فشار درونی یا رها کردن یک وزنه است. این، به همراه یک احساس آنی تسکین و سبکی است که به همراه سرور و آزادی بیشتر می باشد. در حقیقت، یک مکانیزم ذهنی است و همه در مواقعی از زندگی آن را تجربه کرده اند.

به عنوان مثال، شما در بحبوحه یک جدال سنگین، آشفته و خشمگین هستید، ولی ناگهان تمامی آن دعوا و جدل به نظرتان مزخرف و بی ارزش می رسد. فشار از روی شما برداشته می شود. ناگهان احساس شما از خشم و ترس و تهاجم به شادی و آزادی تغییر می‌کند. در این مرحله شما به مکانیزم رها کردن رسیده اید.

 

» چگونه به گذشته فکر نکنیم؟

چگونه به گذشته فکر نکنیم؟ ما سه روش اساسی برای کنترل و برخورد با احساساتمان داریم: سرکوب کردن، ابراز کردن و فرار.

چگونه به گذشته فکر نکنیم؟ سه روش اساسی برای کنترل و برخورد با احساساتمان

*سرکوب و مهار

در این روش، ما نمی خواهیم احساساتمان مزاحم مان باشند و به علاوه، نمی دانیم با آنها چکار کنیم. ما به نوعی از دست آنها رنج می کشیم. ولی سعی می کنیم که با این وجود به بهترین شکلی که می توانیم به زندگی خود ادامه دهیم.

فشار احساسات مهار شده بعدها به شکل حساسیت زیاد، تغییر ناگهانی روحیه، تنش در عضلات گردن و پشت، سردرد، گرفتن ماهیچه‌ها، نامنظم شدن عادت ماهانه، سوء هاضمه، بی خوابی، فشار خون، آلرژی و بقیه امراض جسمی خود را نشان می دهد.

 

*ابراز و بیان

در این مکانیزم، احساسات تخلیه می شوند، بیان می گردند، با رفتار و حرکات ما ابراز می شوند. ابراز احساسات منفی اجازه می دهد که فشار درونی را درست به اندازه کافی کاهش داد تا باقی مانده آن را بتوان سرکوب کرد. این نکته بسیار مهمی است که باید بفهمیم؛ زیرا بسیاری از مردم جامعه امروز فکر می کنند که بیان کردن احساساتشان به این شکل آن ها را از این احساسات رها می‌سازد اما واقعیت خلاف این را می گوید.

اولا، ابراز یک احساس باعث منتشر شدن و انرژی بخشیدن بیشتر به آن می گردد. ثانیا، ابراز یک احساس، تنها این اجازه را می دهد که باقیمانده آن به دور از ضمیرآگاه ما فشار داده شده و سرکوب گردد.

همچنین، ابراز احساسات منفی، منجر به تخریب و تضعیف روابط شخصی خواهد شد. انتخاب بسیار بهتر این است که خودمان مسئولیت احساسات خود را به گردن بگیریم و آنها را خنثی سازیم؛ در نتیجه تنها احساسات مثبت برای ابراز کردن باقی خواهند ماند.

 

*فرار

فرار، اجتناب از روبرو شدن با احساسات از طریق منحرف کردن ذهن است. مردم از اینکه با خود روبرو شوند وحشت دارند و حتی یک لحظه تنها بودن برایشان بیمناک است.

به همین خاطر باید دائما مشغول و سرگرم باشند؛ ارتباطات اجتماعی بسیار زیاد، حرف زدن، موزیک، کار، مسافرت، خرید و…

بسیاری از مکانیزم های فرار مذکور مشکل دار، استرس آفرین و بی فایده هستند. هر یک از این ها معمولا انرژی عظیمی را برای پایین نگاه داشتن و فرار از احساسات مهار شده طلب می کنند.

چگونه گذشته را رها کنیم؟ راهکار فرار کردن از مشکلات

نتیجه آن از دست دادن روزافزون بیداری و معرفت، متوقف شدن رشد آدمی، کاهش قدرت خلاقیت و انرژی و کاهش علاقه و توجه واقعی به دیگران، مختل شدن رشد معنوی و روحی و بالاخره ظهور امراض فیزیکی و روانی و پیری زودرس می باشد.

وقتی انسان یک احساس منفی را رها می کند چه اتفاقی می افتد؟

انرژی پشت این احساس سریعاً تسلیم و رها می گردد که اثر کل آن فشارزدایی است. همینطور که انسان بصورت پیوسته {احساسات منفی} را رها می کند، فشار انباشته شده، شروع به کاهش می گذارد. همه این را می دانند که وقتی ما رها می کنیم، بلافاصله حس بهتری پیدا می کنیم.

فیزیولوژی بدن تغییر می یابد: بهبود رنگ پوست، تنفس، ضربان قلب، فشار خون، تنش عضلانی و… کارکرد جهاز هاضمه و توازن شیمیایی خون. در حالت آزادی درونی، تمام کارکردهای درونی بدن و اندام ها به صورت طبیعی و در مسیر سلامت خود حرکت می کنند.

قدرت ماهیچه های ما بلافاصله افزایش می یابد، دید ما بهتر می شود و برداشت و دیدگاه ما از دنیا و خودمان بهبود می یابد. احساس خوشحالی بیشتری می کنیم و در نتیجه با عطوفت بیشتر و خوش برخوردتر و آسان تر با دیگران رفتار خواهیم کرد.

 

چگونه گذشته را رها کنیم و به گذشته فکر نکنیم؟

چگونه گذشته را رها کنیم و به گذشته فکر نکنیم؟ تا اینجای مقاله با مفهوم رها کردن و چگونه رها کردن آشنا شدید. حال باید بدانیم وقتی که چند مدت، به رها کردن ادامه می دهیم چه اتفاقی می افتد؟

وقتی که ما برای مدتی به رها کردن ادامه بدهیم و شروع به تجربه کردن آنچه که واقعا هست بکنیم، به افکار خود خواهیم خندید.

افکار تظاهراتی بدل و پوچ هستند که خود را به جای حقیقت جا زده و آن را می پوشانند. تعقیب کردن افکار می تواند ما را به طور بی پایانی مشغول نگاه دارد. بعد از سال ها تلاش فکری یک روز متوجه خواهیم شد که ما هنوز در همان نقطه شروع مانده ایم.

گاهی شما حس می کنید که سر یک احساس خاص، گیر کرده اید. به سادگی تسلیم آن احساس گیر کردن باشید. بگذارید که آنجا باشد و در برابر آن مقاومت نکنید. اگر ناپدید نشد، سعی کنید که به صورت تکه تکه آن را رها کنید.

مانع دیگری که ممکن است با آن مواجه شویم این است که بترسیم که اگر میل به یک چیز را رها کنیم، به آن چیز دست نخواهیم یافت. معمولا مفید است که همان اول کار به بعضی باورهای متداول و شایع نگاهی انداخته و آن را رها کنیم:

  • ما تنها از طریق سخت کوشی، تلاش، مبارزه و فداکاری است که لیاقت بعضی چیزها را پیدا می کنیم
  • رنج کشیدن برای ما خوب و مفید است
  • ما نمی توانیم چیزی را بدون دادن چیز دیگر بدست بیاوریم.
  • چیزهای خیلی ساده ارزش چندانی ندارند.

رها کردن این موانع روانی، به ما اجازه خواهد داد که از راحتی و عدم نیاز به تلاش لذت ببریم.

 

مکانیزم رها کردن چگونه است؟

رها کردن شامل این است که متوجه و آگاه به احساسمان باشیم. اجازه بدهیم که احساس رو بیاید، همراه آن بمانیم و بدون سعی در تغییر دادن آن یا چیز دیگر، بگذاریم دوره خود را طی کند.

به عبارت ساده تر، به این معنا است که بگذاریم احساس ما سرجایش باشد و به جای آن، روی آزاد کردن انرژی که پشت این احساس وجود دارد تمرکز کنیم.

اولین گام این است که به خود اجازه بدهید که احساستان را داشته باشید، بدون مقاومت در برابر آن، یا سعی در خالی کردن آن بر سر کسی یا چیزی، یا ترسیدن از آن، یا محکوم کردن و بدشمردن آن، یا هیچ گونه قضاوت اخلاقی راجع به آن.

این به معنای رها کردن قضاوت راجع به آن بوده و نگرش به آن به عنوان “تنها یک احساس” است. تکنیک این است که همراه احساستان باشید و هر تلاشی را برای اینکه آن را به هیچ شکل و فرمی تغییر دهید را کنار بگذارید. میل به مقاومت در برابر احساستان را متوقف کنید.

 

مقاومت در رها کردن

مقاومت کردن است که باعث تداوم احساس می گردد! وقتی که شما مقاومت یا سعی در تغییر دادن احساستان را رها می کنید، آن به احساس بعدی تبدیل می گردد و سبک تر می شود. احساسی که در برابر آن مقاومت نشود با از بین رفتن انرژی پشت آن، ناپدید خواهد شد.

با شروع این فرآیند، شما در ابتدا متوجه خواهید شد که از داشتن احساسات منفی، احساس گناه و ترس می کنید و یک مقاومت کلی در برابر این احساسات در شما وجود دارد.

برای اینکه بگذاریم احساساتمان رو بیایند، راحت تر است که در درجه اول هر واکنشی به داشتن احساسات را رها کنیم. یک نمونه عالی، ترس از خود ترس است.

ابتدا ترس و احساس گناهی که به خاطر داشتن یک احساس در خود حمل می کنید را رها کنید و سپس به خود آن احساس بپردازید.

وقتی که رها می کنید تمامی افکار مربوطه را نادیده بگیرید و به آنها توجه نکنید. روی خود احساس تمرکز کنید، نه روی افکار منشعب از آن. افکار پایانی ندارند و خود را تقویت می کنند و فقط باعث ایجاد افکار بیشتر می شوند.

افکار تنها توجیه سازی ذهن ما هستند که سعی می کند حضور این احساسات را توضیح دهد. دلیل واقعی یک احساس، فشار انباشته شده پشت آن است که در یک لحظه خاص آن را مجبور به بیرون آمدن می کند. افکار یا اتفاقات خارجی تنها یک بهانه هستند که فکر ساخته و پرداخته است.

همانطور که ما با فرآیند رها کردن آشنا می شویم، متوجه خواهیم شد که تمام احساسات منفی ما مربوط به ترس  ما برای بقا و ماندن هستند و تمام ترس ها تنها برنامه و روش های بقا هستند که ذهن تصور می کند.

 

تکنیک رها کردن

تکنیک “رها کردن” این برنامه ها را به طور روزافزونی خنثی می کند. از طریق این فرآیند، انگیزه های بنیادی و پشت این احساسات بیشتر و بیشتر برای ما هویدا می گردند.

تسلیم بودن و رها کردن به معنای این است: “احساس قوی نسبت به چیزی نداشته باشیم= اگر این اتفاق بیافتد مسئله ای نیست و اگر هم نیافتد مسئله ای نیست.”

وقتی که ما آزاد هستیم، یک رهایی از اتصالات و وابستگی ها در ما وجود خواهد داشت. ما می توانیم از یک چیز خاص لذت ببریم ولی برای خوشحال بودن به آن نیازی نداریم. وابستگی ما به کسی یا چیزی خارج از خود ما مرتبا کاهش خواهد یافت. این اصول با کلام خداوند هم، همخوانی و مطابقت دارد.

با پیوسته رها کردن، می توان در حالت آزادی باقی ماند. احساسات می آیند و می روند و بالاخره متوجه خواهید شد که شما احساساتتان نیستید، بلکه خود واقعی شما تنها یک شاهد و نظاره گر بر این احساسات است و هویت یابی با احساسات را متوقف خواهید کرد.

خود شما، که آنچه رخ می دهد را مشاهده می کند و به آن آگاهی دارد، همواره همان که بوده باقی می ماند و ثابت است.

هرچه بیشتر و بیشتر به نظاره گر تغییرناپذیر درونتان آگاه می شوید، بیشتر با آن سطح ضمیر و روان، هویت یابی خواهید کرد. شما به طور روزافزونی شاهد و ناظر اتفاقات خواهید شد به جای اینکه تجربه کننده اتفاقات باشید.

شما به خود حقیقی تان نزدیک و نزدیک تر می شوید و شروع به بیدار شدن کرده و می بینید که تمام این سال ها گول احساساتتان را خورده بودید.

شما فکر می کردید که قربانی احساسات خود هستید، ولی اکنون می بینید که آنها حقیقت را درباره شما نمی گویند.

آنها تنها توسط منیت خلق شده اند، منیتی که مجموعه برنامه ها و تعلیماتی است که ذهن به اشتباه باور کرده که برای بقا مورد نیاز هستند.

 

نتایج رها کردن چگونه است؟

نتایج رها کردن بطور فریب آمیزی سریع ولی ظریف و نافذ هستند، ولی اثرات آن بسیار قدرتمند می باشند. خیلی اوقات ما رها کرده ایم ولی فکر می کنیم که هنوز نکرده ایم و دوستان ما، ما را متوجه این تغییرات در ما می کنند.

یک علت این پدیده این است که وقتی چیزی کاملا رها و تسلیم شد، از فکر و ضمیر ما ناپدید می گردد. اکنون چون دیگر به آن فکر نمی کنیم متوجه نمی شویم که دیگر رفته است و وجود ندارد.

این برای بسیاری که در حال رشد ضمیر و ادراکشان هستند پدیده آشنایی می باشد. ما متوجه تمام آواری که آن را با بیل برداشته ایم نمی شویم. تنها به این بیلی که اکنون در حال بلند کردن آن هستیم نگاه می کنیم و پر بودن آن را می بینیم.

متوجه نمی شویم که چقدر این توده پایین رفته و خالی شده است. بسیاری از اوقات دوستان و خانواده ما اولین کسانی هستند که متوجه این تغییرات می شوند.

 

جمع بندی

با ادامه این راه، در نهایت هر چیزی که در سر راه “حضور” است تسلیم خواهد شد. “حضور”، چنان بدیهی، چشم گیر و غالب است که درباره آن هیچ سوال و شکی وجود ندارد. آن عمیق، تمام، جهان شمول، مطلقا غلبه کننده، کاملا متحول کننده و غیرقابل اشتباه و تردید است.

وقتی که چیزهایی که سر راه آن هستند {و درخشش آن را چون ابری پوشانده اند} تسلیم گشتند، “حضور” همین جا است و با فروزش خیره کننده خود در پیش روی ما خواهد درخشید.

به جای اینکه به این حال به عنوان چیزی در آینده نگاه کنید، همین حالا در لحظه باشید. اشراق و بیداری چیزی نیست که بعد از ۵۰ سال مانند مرتاض ها ساکت نشستن و ذکر گفتن حاصل گردد. بلکه اشراق همین جا است، در همین لحظه.

تنها علتی که اکنون این حالت آرامش کامل را تجربه نمی کنید، مقاومتی است که در درون شما وجود دارد. این مقاومت وجود دارد زیرا سعی دارید که این لحظه را کنترل کنید. اگر سعی خویش برای کنترل این لحظه را متوقف سازید و اگر پیوسته تسلیم آن باشید، آن گاه در قله ابدیت زندگی خواهید کرد.

تجربه ها در هر لحظه مانند نت موسیقی می آیند و می روند. در همان لحظه که یک نت موسیقی را می شنوید، آن نت در حال رفتن و حل شدن است. هر لحظه و تجربه آن نیز در همان حالی که می آید حل شده و می رود.

سعی در پیش بینی و کنترل لحظه بعد و سعی در باقی ماندن در لحظه ای که همین الان گذشت را متوقف سازید. چسبیدن به آنچه که اتفاق افتاده است را رها کنید.

آنگاه است که در فضای ابدی و بی نهایتی که ورای زمان و رویدادهای آن است زندگی خواهید کرد. آرامشی ورای توصیف خواهید داشت و بالاخره در منزلگاه حقیقی خود خواهید بود.

اشتراک گذاری

مثل خورشید

متن زندگی نامه

دیدگاهی بنویسید

3 سمینار فوق العاده برای دستیابی به قانون های طلایی موفقیت، حفظ روحیه در شرایط سخت و رسیدن به هرچیزی که در زندگی می خواهی.